
![]() |
![]() |
|
|
دیروز دنی بیقرار بود نه درست میخوابید نه بازی میکرد .با خودم گفتم باز این بچه مریض شد از وقتی که دیگه شیر مادر نخورد زیاد مریض میشه ولی خوب بعد از ظهر متوجه بیقراریهاش شدم
بغلش کرده بودم که انگشت منو برد سمت دهنش و چنان لثه هاش رو٬ روی انگشت فشار داد که منو متوجه کنه که بابا من بزرگ شدم دیگه دندون هم دارم بله پسر من در پنج ماه و هفده روزگی صاحب اولین دندون شد . نمیدونین من چه حالی شده بودم دنبال یکی میگشتم که بهش بگم که دنی دندون درآورده و دو نفر اون موقع تو ذهنم اومدن یکی مامانم بود یکی هم مینو ولی نشد که بهشون زنگ بزنم .امروز در اولین فرصت زنگ رو میزنم |
|
دنی چند وقتی هست که به مهد میره دقیقا از وقتی که از ایران اومدیم اونجا رو خیلی دوست داره و با مربی هاش هم خیلی صمیمی شده
فاصله خونه ما تا مهد پنج دقیقه هست و وقتی که از مهد میارمش باهاش تو راه صحبت میکنم دنی جون مامان امروز چه کارا کردی .با کی حرف زدی .برا مامان بگو .خوش گذشت ؟ و دنی ساکت گوش میده تا به نیمه راه میرسیم بعد شروع میکنه به صحبت کردن و برای من عجیبه که همیشه دقیقا یه محل رو برای صحبت کردن انتخاب میکنه و تا خونه یه ریز صحبت میکنه حالا چی میگه خدا میدونه و سام. دوست داشتین اینو ببینین |
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|