
![]() |
![]() |
|
|
موقعی که من داشتم آماده میشدم که بریم بیرون فاصله این زمان رو دنی داشت با اسباب بازیهاش بازی میکرد وقتی که در رو باز کردم وصداش کردم دنی بریم اسباب بازی به دست اومد طرف من بهش گفتم برو بزار اونا رو سرجاش بعد بریم و عسلکم رفت و تمام اونایی رو هم که رو زمین ریخته بود رو جمع کرد و اومد .
وقتی کفشش رو از پاش در آوردم و بهش گفتم بزارشون سرجاش اونم برد گذاشت تو جاکفشی . تازگیها کشف کرده که میتونه رو تخت ما بالا و پایین بپره و از این کار کلی لذت میبره و چنان قهقه هایی سر میده که نگو روز چهار شنبه با هم رفتیم بیرون و دنی کلی سرسره بازی و پیشی بازی و هاپو بازی کرد .این پیشی که تو عکس میبینین کلی با دنی دوست شده بود
|
|
هفته گذشته دنی رو بردیم کتابخونه که اسمش رو بنویسیم اینقدر ذوق زده شده بود که حد نداشت یه کمی سراغ کتابا میرفت یه کم با اسباب بازیها بازی میکرد و موقع برگشت به خونه هم دلش نمیخواست با ما بیاد .
خواستم تنگ ماهی رو بشورم دیدم یه تیکه هویج توش افتاده و فهمیدم که کار این وروجک هستش ماکارونی رو خیلی دوست داره مخصوصا اگر رشته هاش بلند باشه که مک بزنه دیگه آخر کیف کردنش هست دو روز پیش تو حیاط داشت بازی میکرد یه گربه سیاه رو که دمش از دیوار آویزون و بدنش لای برگا پنهون بود رو با پرنده اشتباه گرفت و رفت سمتش و بلند داد میزد توتو توتو زمین خورده بود و دهنش خون میومد من بغلش کرده بودم و نازش میکردم صدا میکرد بابا بابا که مسعود بیاد نازش کنه دو هفته ای یکبار دنی رو روزای جمعه میزاریم پیش یه خانوم هلندی .وقتی که جمعه با کالسکه بردمش اونجا سر خیابون اونو از کالسکه بیرون گذاشتم که قدم زنان به سمت خونه این خانوم بریم و دنی جلو میرفت و من پشت سرش و وقتی که دیدم دنی مسیر رو خیلی خوب بلده و دقیقا رفت جلو در خونه کلی ذوق زده شدم که پسرکم خوب میتونه مسیر رو تشخیص بده . الان یک هفته ای میشه که دنی از حاجی فیروزی که صدف جونش براش آورده خوشش اومده و همش به من میگه کلیدش رو بزن که برام بخونه و بعد خودش هم قر میده . هفته پیش دنی برای بار دوم به آرایشگاه رفت برای کوتاه کردن موهاش البته اینبار با کلی گریه و زاری یاد گرفته که موهاش رو شونه کنه
ممنونم از خواهر خوبم مینو و ممنون از شما که تولدم رو تبریک گفتین امیدوارم که همیشه در پناه خداوند تندرست و شاد باشید .اینم مامان دنی وقتی کوچک بود
|
|
رفته بودیم خونه یکی از دوستامون که دخترش پیانو داره دنی رفت سمتش و با نگاهی که کنجکاوی ازش میبارید به پیانو نیگا میکرد که پدر خانواده دستش رو روی دکمه های پیانو گذاشت و به دنی گفت که تو هم این کار رو بکن دنی با انگشتای کوچولوش روی دکمه ها زد و وقتی دید که اونم تونسته صدای از پیانو در بیاره شروع کرد برای خودش دست زدن و به ما هم فهموند که دست بزنیم و باز چند لحظه انگشتای کوچیک روی دکمه ها و باز دست زدن برای خودش
وقتی با هم میریم پیاده روی کافیه که یه سگ یا گربه یا پرنده ببینه میدوه سراغش و اسمشون رو میگه از همه بیشتر هم سگ رو دوست داره . داشتم با مامانم تلفنی صحبت میکردم و دنی هم مشغول بازی دیدم صداش نمیاد رفتم میبنم یه حوله انداخته زیر سرش و تو کمد دراز کشیده . یه بار دنی روی زمین خوابید و من خیلی از این حالتش خوشم اومد بهش گفتم آخی از اون به بعد کافیه من این کلمه رو تکرار کنم سریع میخوابه رو زمین .امروز داشتم با دوستم صحبت میکردم اون از دخترش تعریف میکرد من گفتم آخی دیدم دنی سریع روی زمین ولو شد
|
|
نزدیک تحویل سال بود و دنی هنوز بیدار نشده بود مجبور بودم از خواب بیدارش کنم طبق معمول همیشه با خوشرویی چشماش رو باز کرد و با ما سر سفره هفت سین نشست و عیدیش رو هم که باباش لای قران گذاشته بود رو برداشت و رفت سمت در ورودی فکر کنم میخواست همون اول صبحی بره پول رو خرج کنه .بعد از اینکه سال تحویل شد یه مهمون خیلی خیلی عزیز برامون اومد
دختر خاله دنی صدف گلم اومد به دیدن ما .دنی وقتی صدف رو دید ازش خجالت کشید و پشت من قایم شد ولی بعد کم کم صدف بهش نزدیک شد و با هم دوست شدن .صدف یه سوغاتی خیل قشنگ هم واسه دنی آورده که یه حاجی فیروزه که شعر میخونه ولی دنی از این حاجی فیروز میترسه . وقتی صدف رفت من از دنی پرسیدم صدف جون کجاست اونم گفت Uit یعنی تموم شد .از فردای روزی که صدف رفته میره جلو راه پله ها و صدا میزنه دَ و منتظر میمونه که صدف جوابش رو بده. وقتی من دستام رو کِرِم میزنم اونم مثل من شروع میکنه دستاش رو به هم مالیدن .به کیشمیش میگه کیش .بهش یاد دادیم که هر وقت چیزی میگیره تشکر کنه و اونم به هلندی تشکر میکنه و میگه آش alsjeblieft وقتی رفتم مهد سراغش مربیش گفت امروز دستش تو دست Jese بوده و با هم میدویدن و بچه های کوچیکتر رو هم تو بازیشون راه نمیدادن
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|