
![]() |
![]() |
|
|
این عکسی که از دنی میبینین سرزمین عجایب هست و معنی و مفهومش اینه که ما پیش خاله مینو هستیم .
تو یه فرصت مناسب از کارها و شیطنتهای دنی حتما مینویسم |
|
وقتی که بغلش کرده بودم و منتظر بابایش بودیم کلی منو بوس کرد الهی فدات بشم که از وقتی پا به خونه قلبم گذاشتی بهترین روزا رو دارم
بابا بزرگ دنی یه عادتی داشت که بعضی اوقات که راه میرفت دستاش رو از پشت به هم چفت میکرد و راه میرفت و حالا دنی هم مثل بابای خدا بیامرزم راه میره وقتی که مسعود از سرکار میاد و شام رو میخوریم بعدش با هم بازی میکنن و یه کمی که از بازی میگذره میاد و باباش رو بغل میکنه و دستای کوچولوش رو دور کمر باباش حلقه میکنه و دل بابا رو میبره لغتهایی که به فارسی یاد گرفته: آب البته منظورش آب میوه هست .شیر .توتو .هاپو .ددر .در.طبل.سقف .کیشمیش .آره. سیب . هلندی :سلام و خداحافظی.پنیر .خوردن .ناز کردن .میمون . وقتی که رادیو روشن بود و گلپا داشت میخوند دنی هم شروع کرد به آواز خوندن و دل من و باباش رو برد . وقتی با هم بیرون میریم به من خیلی خوش میگذره مخصوصا که حالا بزرگتر شده و خیلی چیزا رو میفهمه.دیروز که مثل همیشه رفته بودیم هوا خوری و یه کم خرید دنی گشنش بود و من تشنه رفتیم بیرون یه کافه نشستیم که یه چیزی بخوریم پشت سر ما شیشه بود و اونور شیشه یه پسر و دختر جون نشسته بودن اونا واسه دنی دست تکون میدادن و براش لبخند میزدن دنی هم متقابلا با اونا بای بای میکرد ظرف نوشیدنیش هم دستش بود وقتی خواستیم بیایم اونامشغول صحبت کردن بودن دنی بای بای کرد ولی متوجه نشدن ظرف نوشیدنیش رو زد به شیشه و وقتی اونا دیدنش باهاشون بای بای کرد . هنوز اسم ما رو به خوبی نمیگه ولی تا همسایه رو میبینه میگه Alex
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|