
![]() |
![]() |
|
|
یه تیکه موکت کنده شده میگه شکست میگم چی شکست میگه زمین .چمدون رو با خودش میکشه و بهش میگه Komverder (بیا )
تو خیابون داشتیم راه میرفتیم تیکه های شکسته شده لامپ چرخ رو دیده میگه آمبولانس Stuk (شکسته) میگه ماما بابا Boos tege(مامان از بابا عصبانی شده ) .به باباش میگه Pas op kheili (مواظب باش خیلی ).یه عنکبوت دیده گرفته تو دستش یه کمی نیگاش کرد و بعد کشتش و انداختش تو سطل . بعضی وسایل هست که دنی نباید دست بزنه و خودش میدونه و هر زمان که طرفشون میره میگه دنی دست نمیزنه . هر چیزی رو که ما بگیم تکرار میکنه .شعر پاییزه و پاییزه رو یاد گرفته بخونه . بهش میگم دنی برو ظرف آب میوه رو بیار تا برات پر کنم رفت کلی دنبالش گشت پیداش نکرد دیدم صداش داره میاد که میگه عجب بابا عجب بابا.کارتون پوشکش رو نشون میده میگه خیلی پیت پیت. ماه رو همیشه به صورت هلالی تو عکسها دیده حالا اگه شب ماه رو تو آسمون ببینه میگه خورشید هر چقدر هم بهش میگیم ماه قبول نمیکنه . برف اومده بود دنی رو بغل کردم که از پنجره بیرون رو ببینه میگه آخ آخ ماشین Alex منظورش اینکه که ماشینش برفی شده .
|
|
تو تلویزیون شتر بود بهش گفتیم دنی شتر رو نیگا گفت شتره اسبه .
به ساعت میگه سات عت .به آمستردام میگه آدامس .به ماست میگه ماچ به چیپس میگه چیپ. Speculaas خیلی دوست داره و بهش میگه کُولاس.به همه سلام میده و میگه Hey به گیتار میگه Gitar( اینجا باید اضافه کنم که هلندیها جی رو خ تلفظ میکنن ) .باباش بغلش کرده بود بهش میگه Dansen.وقتی میخوره زمین میگیم دنی چی شد میگه ولو شد . هر دختری رو که ببینه هم سن و سال خودش باشه میره طرفش که باهاش بازی کنه و اگه دختره بره میگه Meisje weg (دختر رفت ) لوله ای که جای دستمال توالت هست رو گرفته دستش میگه کنتراباس و میخونه و اونو تکون میده یعنی داره کنتراباس میزنه و میخونه و البته این کار رو وقتی روی توالت نشسته بود انجام میداد دیشب من و مسعود تو اتاق کامپیوتر بودیم و دنی هم تو اتاق خودش پشت هم صدا میزد ماما ماما رفتم میبینم بسته پوشک رو گذاشته زیر پاش و از شوفاژ رفته بالا و اگه جا داشت حتما تو پنجره هم میرفت . رفته بودیم مغازه ایرانی یه گربه اونجا بود دنی دنبال گربه کرد گربه پرید روی بلندی هی صدا میزد Komgroend (بیا رو زمین ). بهش کاهو میدم بخوره باید به ببعی و بوغا و هاپو هم بده . وقتی چیزی رو که دوست داره و باز ازش میخواد میگه Nog een dien (یکی دیگه ) و بعضی اوقات هم میگه یکی دیگه یکی دیگه. وقتی میخوام ازش عکس بگیرم میگم دنی لبخند بزن و اونم تا جایی که امکان داره دهنش رو باز میکنه یا مثل این عکس دستاش رو میزاره زیر چونش
|
|
همه بچه ها دوست دارن برن کول باباشون و بگن اسب شو ولی پسرک ما عجیب دوست داره باباش لاک پشت بشه. عاشق تونل شده باباش باید پاهاش رو جمع کنه تا تونل بشه و دنی از زیرش رد بشه.
دیروز وقتی باباش داشت ماشین رو پارک میکرد به باباش میگه Pas op یعنی مواظب باش . یه دایره کج و معوج کشیده میگه ستاره .نون بهش دادم یه کمی ازش خورده میگه اسب و باز کمی ازش خورده و میگه پل . یاد گرفته از روی مبل بپره پایین و وقتی هم میخواد بیاد پایین میگه Een Twee drie (یک دو سه ) من تو اتاق کامپیوتر بودم و دنی هم تو اتاق خودش دیدم داره صداش میاد میگه ماما Weg مامان رفت اومد دید من تو اتاقم گفت مامان Daar ماما اینجاس. مسعود رفته مهد سراغش دنی گفته مامان کجاست .گوشی تلفن رو نشون میده میگه تلفوم ماما گوشی خودش رو نشون میده میگه تلفوم دنی . به فلامینگو میگه فلانگوُ به کانگورو میگه کانگوُ .به قورباغه میگه بووغا .قرص ویتامینش رو بهش میدم میگم دنی بخور اول باید بده بووغا بخوره بعد خودش بخوره . جدیدا شعر میخونه و چیزای میگه که ما متوجه نمیشیم و ما بینش هم هر چیزی که براش جلب توجه کنه اونم تو شعرش میاره برای مثال تلفوم تلویزیون میز ماما شمع دنبال قورباغش میگشت هی صدا میزد بووغا بووغا. مسعود به دنی پنیر داد که بخوره پنیر از دست دنی افتاد زمین مسعود برش داشت و خودش خوردش دنی با حالت اعتراض گفت بابا پنیر خورد . دوتا مروارید هم به مرواریدهاش اضافه شد البته کمی داره اذیت میشه. جدیداْ کتاب پاره میکنه و وقتی هم پاره شد میگه Stuk .وقتی چیزی کثیف باشه یا بدش بیاد میگه Bah
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|