تبليغاتX
پسرکم دنی
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers
میگه یکی دیگه آب میوه میگم نه شیر بخور داد میزنه میگه آب میوه بهش اعتنا نمیکنم میگه ماما نیستش رفته خونه

رفتیم به مرغابی ها نون بدیم یه مقدار که بهشون نون داده خودش شروع کرده به نون خوردن و دیگه یادش رفت که نون رو واسه مرغابی ها برده بودیم

خوردَشه هَمش :همش و خورده

تازگی ها خودش انتخاب میکنه که چی بپوشه .اگر بخوام لباسش رو عوض کنم به سختی از لباسی که تنش هست دل میکنه .

بعد از دو هفته تعطیلی وقتی به کودکستان رفت اینقدر ذوق زده شده بود که نگو با شادی میگفت خداس بابا (خداحافظ) خداس Alex

رفته بودیم بیمارستان دنی رو گذاشتم مهد بیمارستان و حدود سه ربعی اونجا بازی کرده بود خیلی بهش خوش گذشته بود وقتی رفتم سراغش نمیومد بالاخره راضیش کردم و رفتیم مرکز شهر یهو دنی برگشته به من میگه بریم بیمارستان !

امروز صبح از خواب بیدار شده میگه دنی تلفوم خال مونو حف بزنه (دنی تلفن بزنه به خاله مینو حرف بزنه )زنگ زدیم و کلی با خاله جونش درد و دل کرده .

لباس گرم کن منو انداخته وسط اتاق میگه Dani springen (دنی بپره ) و به من میگه باید تو آشپزخونه باشی و حتما هم روی شوفاژ بشینی و منو تشویق کنی .

به مسعود میگم چند روز دیگه تولد صدف هستش دنی میگه تبلد تبلد عید موآئک

+ نوشته شده در  Sat 16 May 2009ساعت 11:26 PM  توسط مامان دنی | 
برای اینکه تشویقش کنم برای نشستن روی توالت و لگن براش پاستیلهایی خریدم که رنگارنگ هست بهم میگه پرچم هلند بخوره بعد میگه دنی بره تولت پرچم هلند بخوره !

با دنی بیرون بودیم رفتیم با هم یه آب میوه ای بخوریم جایی نشستیم که دو ماه پیش با دوستم و پسرش نشسته بودیم یهو دنی میگه وبین اینجا بود (ربین)

دوستم با بچه نوزادش اومده بود خونمون دنی سر بی موی بچه رو دیده میگه کچله .

کارتون نگاه میکنه و بعد برای من تعریف میکنه میگه alle koekje ریخت زمین (همه بیسکویتها ریخت روی زمین )

روی صندلی میره و رو میز رو نیگا میکنه میگه کیبیش (کیشمیش) اجازه هست پسته اجازه هست Pepernoot اجازه هست شکلات نه نه نه .

بهش میگیم دنی میوه میخوری میگه بعداْ میگیم غذا میخوری میگه بعداْ میگیم شکلات میخوری میگه خوبه .

بعضی اوقات اگه من کمی صدام بالا بره میگه مامان Rustig (آروم ) دیروز من تو فکر بودم یهو برگشته به من میگه Rustig.

دو دفعه هست که وقتی میخوام ببرمش مهد با گریه و زاری و به زور میبرمش و بعد که من میزارمش و میام خونه انگار نه انگار که نمیخواسته بره .بازی میکنه تا موقعی که من برم سراغش

داشتیم شام میخوردیم مسعود گفت دنی هویج میخوری یهو برگشت گفت موتوسگی ما متوجه نمی شدیم منظورش چیه تا اینکه خودش گفت هویج من متوجه شدم خمیر مجسمه میخواد چون صبح با خمیر مجسمه هویج درست کرده بود همینطور خیار و مار .

شکل روی جعبه گز رو دیده میگه مامانه و چون صورت شکله غمگینه میگه مامان Huilen یعنی مامان داره گریه میکنه .

براش ماهی ریختم توی یکی از بشقابهاش میگه آلبوم و منظورش اینه که ظرفی رو برام بیار که شکلش شبیه شکل آلبومم باشه .

+ نوشته شده در  Fri 8 May 2009ساعت 9:0 PM  توسط مامان دنی | 
ایران که بودیم با مامانم تو آشپزخونه بودیم که صدای گریه دنی از اتاق اومدم رفتم دیدم خورده زمین بغلش کردم دیدم زانوش داره خون میاد خودش با هیجان گفت O wat een mooie tekenen (اوه چه نقاشی قشنگی )

بعضی روزا هوس میکنه بره خونه مامان بزرگ خونه خاله مینو بره پیش ساینا و دنیا .

جدیدا میره کناره شمشادها و میگه گل و شروع میکنه به بو کردن .

علامت + رو دیده میگه پرچم آمبولانس.

مداد شمعی رو بهش نشون دادم میگم دنی جون ماما این مداد شمعی هست فوتش میکنه میگه شمع.

عکس مرغ رو توی کتاب نشونش دادم میگم این چیه یه کمی فکر کرده میگه توخو (تخم مرغ ).

روز شنبه رفته بود باغ وحش گورخر رو دیده بوده گفت این اسبه وقتی اومد ازش پرسیدم مامان چه حیونی تو باغ وحش دیدی گفت Leeuw (شیر) و Giraf (زرافه )

شب تو خواب گریه میکرد میگفت طوسی Lars یه چکمه داره که طوسی رنگه خواب دیده بود کسی ازش گرفته .

چند روزی هست این شعر رو میخونه Zagen Zagen wiedediedewagen .

به خاله هاله میگفت خاله هالو و حالا میگه خاله خاله .

اینم عکس دنی که قبل از تعطیلات برده بودنشون به یه مزرعه که با حیونهای اهلی آشنا بشن 

   

+ نوشته شده در  Tue 5 May 2009ساعت 10:23 PM  توسط مامان دنی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه

پیوندهای روزانه
فیلمهای دنی در یوتوب
علیمردان اومده
کلی عکس از این پسرک
پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند
یک پست با قر کمر
چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
10/23/2009 - 11/21/2009
9/23/2009 - 10/22/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
6/22/2009 - 7/22/2009
5/22/2009 - 6/21/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
9/22/2008 - 10/21/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
10/23/2006 - 11/21/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
پیوندها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ليست وبلاگهای به روز شده