
![]() |
![]() |
|
|
با هم رفتیم خرید و گاری کوچیک رو برداشته و با هم رفتیم قسمتی که ماست هست بهش گفتم یه ماست برای خودت بردار وقتی برداشت گفتم یکی دیگه هم بردار گفت نه یکی بسه .
به فرقونش میگه فولکس .داشت فیلمش رو میدید حواسم نبود جلوش رو گرفته بودم میگه ماما صب کن ماما صب کن (صبر کن ). بهش گفتم دنی جون ماما من دیروز ساعت هفت بیدار شدم تو ساعت نه و نیم حالا فردا هم تا نه و نیم بخواب که منم بخوابم میگه ماما نه نه . روی دستش زیگیل زده بردمش دکتر وقتی دید گفت به این زیگیل آبی میگن که هر بچه ای که استخر میره دچار این عارضه میشه و گفت جای نگرانی نداره و حدود نه هفته خودش از بین میره . میگم قطار روی آب میره میگه نه رو ریل میره .هفته پیش با AArdi رفته بود آمستردام و خیلی بهش خوش گذشته بود. بهش گفتم هر بار پی پی توی لگنت بکنی جایزه داری و وقتی کارش تموم شده بود به من گفت ماما پوپ کردم گفتم خوب بریم تمیزت کنم گفت Nog een (یه کم دیگه دارم ) و نشست روی لگنش و بعد از یک ثانیه بلند شد گفت جایزه ! صبح که از خواب بیدار میشه میاد تو اتاق به من میگه ماما پاشو و اگه من کمی تنبلی به خرج بدم با صدای بلند چند بار تکرار میکنه ماما پاشو . از Pannekoek خیلی خوشش اومده .وقتی داره بازی میکنه و هیجان زده میشه داد میزنه ماما Kijk(نگاه کن ) روز جمعه تا یکشنبه هم دنی رفته بود پیش یکی از دوستام که دنی رو خیلی دوست داره و بهش خیلی خوش گذشته بود . دلش خیلی برای کودکستان تنگ شده و بعضی روزا میگه عکسهای دوستاش رو نشونش بدم و بعضی مواقع هم میگه دنی شب بخواب صبح بره مدرسه . |
|
مهمون داشتیم ما تو حیاط بستنی میخوردیم و دنی و دوستش تو اتاق یهو صدای در کابیینت رو شنیدم و همون لحظه دنی گفت بستنی تموم شد فکر کردم ظرف بستنی رو انداخته تو سطل آشغال رفتم تو اتاق به دنی گفتم ماما ظرف رو چیکار کردی آمد بهم نشون داد ظرف رو گذاشته بود تو کابینت کنار ظرفهای تمیز دنی داشت پیتزا میخورد گارسون اومد پیشش بهش گفت چی میخوری دنی گفت توستی . تو ماشین نشستیم بریم خرید میگه Dag Huis .Dag Boom .Dag Alex خداحافظ خونه .خداحافظ درخت .خداحافظ Alex اگه من یا مسعود خونه نباشیم برامون هر چیزی رو که در طول روز اتفاق افتاده باشه توضیح میده .هر صدایی که ازش خارج میشه می پرسه چی بود ! به سطل آشغال میگه سَکالا .کافیه یه دستمال کاغذی برداره که دستش رو تمیز کنه سریع باید بندازه سطل آشغال یه ماشین مامانم براش خریده اونو برداشته میگه ماما بزرگ خریده . هر چیزی که براش انجام دادنش مشکل باشه میگه دنی سفته .انگشتش درد گرفته میگه Vinger میگم انگشتت میگه نه Vinger (انگشت) هر بار که مسعود از پله میره پایین باید دنی رو بغل کنه و با سرعت از پله ها برن پایین دنی از این کار خیلی خوشش میاد . امروز با دوچرخه رفته بود بیرون بازی دوتا از پسر بچه های محله که از دنی ده دوازده سال بزرگتر بودن با دنی همبازی شده بودن و دنی صدای آمبولانس در میاورد و اونها هم پشت سر دنی دوچرخه میزدن و مثل دنی رفتار میکردن . ِهر جا میریم و هر کسی رو میبینه سریع میگه Hallo . تو حیاط داشت دوچرخه بازی میکرد من چند تا عکس ازش گرفتم بعد اومدم تو اتاق که به کارا برسم صدا میکنه ماما بیا رفتم میگم چیه عزیزم میگه بیا عکس بگیر.
|
|
عاشق توت فرنگی با خامه هستش و هر چی بهش بدم بازم میخواد .
بهش میگنم دنی موز میخوری میگه نه .سیب نه .انگور نه .بعد میگه Alles نه (همه چیز نه ) من داشتم هویج پوست میگرفتم اومده میگه دنی. پوست کن رو دادم دستش و کمکش کردم تا هویج ها رو پوست گرفته وقتی تموم شده میگه دنی هویج بخوره . هفته پیش تو کودکستان یه روز رو به عنوان روز تولد مربی ها جشن گرفته بودن و همه مادرا برای مربی ها کادو گرفته بودن دنی از اون روز به بعد هر بار میخوایم بریم مهد یا کودکستان میگه دنی کادووِ مُواَبی(مربی). بارون میاد شر شر رو یاد گرفته و هر وقت بارون میاد میخونش . براش میخونم آتش نشانی آتش نشانی اونم میگه بله بله میگم آتیش گرفتم و الی آخر صدای ویگن و پوران اگر هر چیزی میگه و باباش تایید میکنه منم باید حتما تایید کنم یا برعکس . عکس پرسنلی من رو دیده البته عکس رو سال ۲۰۰۳ انداخته بودم میگم دنی این کیه میگه صدف . دایره میکشه میگه ماما Zon (خورشید) . پنگوئن : پَنگ پَنگ .بابا آماده شو :بابا آمباده شو . میگه آدم شام بخوره میگم دنی آدمه میگه نه ! بابا آدمه اگه تلویزیون برنامه مورد علاقش رو نشون میده با دقت کامل نیگا میکنه و وقتی تموم میشه میگه بازم میخوام باید کلی توجیحش کنم که این DVD نبوده برنامه ها و کارتونهای مورد علاقش :Smurfs .bobthebuilder .littleredtractor. شعر میرم مدرسه میرم مدرسه جیبام پر فندق و پسته رو یاد گرفته و اونجاش که میگه آهای مدرسه میگه آقا مدرسه .برای خاله جونش پشت تلفن خوندش وقتی تموم شد چند بار تکرار کرد تموم شد . دنی روز پنجشنبه برای مدت شش هفته به کودکستان نمیره تعطیلات مدارس شروع شده و پسرکم هم تعطیل و من هر روز باید براش توضیح بدم که مامان مدرسه تعطیله و بچه ها و خانوم مربی هات هم توی مدرسه نیستن .
|
|
حجاجه :اجازه .دنی وُفته :دنی نیوفته .موبازی :مواظب .تولنت :تونل . وفت :رفت
به Tot ziens میگه Tond ziens (به امید دیدار ).به Diego میگه Lego .به Mango میگه Lingo که یه مسابقه هست که دنی خیلی دوسش داره . به ماشین آتش نشانی علاقه خاصی داره و متاسفانه شعری هم نیست به فارسی یا هلندی که یادش بدم ولی خودش میگه Brandweer و بقیه شعرهای من در آوردی . بهش میگم دنی میخوایم برم کنار دریا میگه بریم دزد دریا . تو تلویزیون مردم رو دیده بود که صف کشیده بودن برای رفتن به موزه میگه ماما Molen (آسیاب بادی ) دنی رفت بالا .براش خاطره زنده شده بود . چند روزی هست که هوس کرده خاله مونو بیاد پیشمون میگه ماما خاله مونو بیاده . این چند روز هر بار ما خواستیم اخبار رو گوش بدیم دنی شروع کرد به سروصدا در آوردن انگار از ناراحت بودن و جدی بودن ما اصلا خوشش نمیومد . مسعود جلو تلویزیون وایساده بود بهش گفتم مسعود بشین لطفا دنی تکرار میکنه مسعود بشینی لطفا داشتم میبردمش مهد تو راه من تو فکر خودم بودم دنی گفت ماما این فولکسه گفتم آره ماما گفت نه !نگاه کردم دیدم نه . بعضی اوقات میاد به پاهام میچسبه و میگه ماما Life ماما نازه چند روزی هست که به جمع کردن سنگ علاقه پیدا کرده و جمع میکنه با خودش میاره خونه . میگه ماما Aardbei کوچولو میگم توت فرنگی کوچولو برای دنی کوچولو میگه دنی بزرگه . هر وقت میشینه روی الاکلنگ طبع شعرش گل میکنه . مجسمه های تو ویترین رو میببینه میگه خانم نوین فرحبخش . پوستر بم رو دیده میگه ماما بچه ها Zandmaken بچه ها با ماسه درست کردن . Thomas رو خیلی دوست داره یکی دو بار به دنی پول خرد دادیم که به افرادی که تو خیابون با سازشون آهنگ میزنن بده دیگه هر بار بریم بیرون و صدای آهنگ بشنوه باید بره بگرده ببینه صدا از کجاس و بعد به ما بگه پول بدیم بهش . یاد گرفته خودش به تنهایی با سه چرخه پا بزنه .
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|