
![]() |
![]() |
|
|
ایران که بودیم فارسی حرف زدنش خیلی خوب شده بود ولی زمانی که برگشتیم سریع کانال رو عوض کرد!
ایران چون همه منو افسانه صدا میزدن اونم بیشتر مواقع میگفت افسانه وقتی هم برادرزاده هام صدام میزدن عمه دنی هم منو صدا میکرد عمه . شب اولی که از ایران اومدیم بردمش تو اتاقش که بخوابه گریه میکرد میگفت اتاق کامپیوته . نمک : مَمَک . بنفش : مَمَش و حالا میگه بَمش . گیلاس :پیلاس .پاستیل :پاستول . بالن :بالوم . کمر : کمند . میگه عجب بابا بعد میگه عجب مسعود ! برای من تولدت مبارک رو میخوندن صداش در اومده بود که چرا واسه مامانم میخونید برای من بخونید. دو روز پیش وقتی رفتم کودکستان سراغش ازش سوال کردم ماما اونجا چیکار کردید گفت Boek Lezen (کتاب خوندن )و این اولین باری بود که دنی اتفاقی رو برای من تعریف میکرد. میخواست با باباش برن بیرون لباسش رو پوشیدم بعد خودش شلوار تو خونش رو روی شلوارش پوشیده و جورابش رو هم با زحمت پاش کرد. داشتم بخور میکردم یادم رفته بود با خودم قاشق بیارم که قرص رو چند دقیقه یه بار هم بزنم به دنی گفتم دنی جون ماما میشه یه قاشق برام بیاری حدس میزدم که اصلا به حرف من توجه نکنه اما در کمال ناباوری من رفت و چون قدش خوب به کشو نرسیده بود یه چایی صاف کن برام آورد . خانومی که ما همیشه میریم پیشش قهوه میخوریم ازش سوال کرده اسمت چیه و دنی چون منتظر توستی بوده بهش میگه توستی . کافیه یه کم از بلوز من بره بالا سریع میاد انگشتش رو میزاره رو بدنم و میگه بیب بیب.پسرکم شاعر شده شعر میخونه که من هیچی ازش نمیفهمم علاقه خاصی به باغبونی پیدا کرده .با گچ تمام در و دیوار و زمین حیاط رو رنگی کرده .
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|