
![]() |
![]() |
|
|
حجاجه :اجازه .دنی وُفته :دنی نیوفته .موبازی :مواظب .تولنت :تونل . وفت :رفت
به Tot ziens میگه Tond ziens (به امید دیدار ).به Diego میگه Lego .به Mango میگه Lingo که یه مسابقه هست که دنی خیلی دوسش داره . به ماشین آتش نشانی علاقه خاصی داره و متاسفانه شعری هم نیست به فارسی یا هلندی که یادش بدم ولی خودش میگه Brandweer و بقیه شعرهای من در آوردی . بهش میگم دنی میخوایم برم کنار دریا میگه بریم دزد دریا . تو تلویزیون مردم رو دیده بود که صف کشیده بودن برای رفتن به موزه میگه ماما Molen (آسیاب بادی ) دنی رفت بالا .براش خاطره زنده شده بود . چند روزی هست که هوس کرده خاله مونو بیاد پیشمون میگه ماما خاله مونو بیاده . این چند روز هر بار ما خواستیم اخبار رو گوش بدیم دنی شروع کرد به سروصدا در آوردن انگار از ناراحت بودن و جدی بودن ما اصلا خوشش نمیومد . مسعود جلو تلویزیون وایساده بود بهش گفتم مسعود بشین لطفا دنی تکرار میکنه مسعود بشینی لطفا داشتم میبردمش مهد تو راه من تو فکر خودم بودم دنی گفت ماما این فولکسه گفتم آره ماما گفت نه !نگاه کردم دیدم نه . بعضی اوقات میاد به پاهام میچسبه و میگه ماما Life ماما نازه چند روزی هست که به جمع کردن سنگ علاقه پیدا کرده و جمع میکنه با خودش میاره خونه . میگه ماما Aardbei کوچولو میگم توت فرنگی کوچولو برای دنی کوچولو میگه دنی بزرگه . هر وقت میشینه روی الاکلنگ طبع شعرش گل میکنه . مجسمه های تو ویترین رو میببینه میگه خانم نوین فرحبخش . پوستر بم رو دیده میگه ماما بچه ها Zandmaken بچه ها با ماسه درست کردن . Thomas رو خیلی دوست داره یکی دو بار به دنی پول خرد دادیم که به افرادی که تو خیابون با سازشون آهنگ میزنن بده دیگه هر بار بریم بیرون و صدای آهنگ بشنوه باید بره بگرده ببینه صدا از کجاس و بعد به ما بگه پول بدیم بهش . یاد گرفته خودش به تنهایی با سه چرخه پا بزنه .
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من دنی هستم 16 سپتامبر 2006 به دنیا اومدم قراره که مامانم اینجا از من برای شما بنویسه
|
| پیوندهای روزانه |
|
فیلمهای دنی در یوتوب علیمردان اومده کلی عکس از این پسرک پرنس« دنی » فردا برای اولین بار از ایران دیدن می کند یک پست با قر کمر چون بوی گل همره باد صبا خوش آمدی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|